تبليغاتX
دست نوشته های یک پیش دانشگاهی ریاضی
پیشاپیش قبولی بنده در کنکور را آرزو کنید !!!
سلام علیکم :D

حالتون چطوره ؟

آره کنکور بالاخره تموم شد .... میخوام وبم رو ببرم یه جا دیگه ... :D آدرسش رو میزارم اینجا بزارید فکر کنم ...  :D:D:D:D:D


تو وب جدیدم کلی حرف واسه گفتن دارم ...

------------------------

پیوست : آدرس وب جدیدم : www.mathbard.blogfa.com

+ نوشته شده در  شنبه ششم تیر 1388ساعت 23:40  توسط بردیا ژاوی ( bardia_xavi )  | 

پرسپولیس ................................................................. سروره استقلاله

Persepolis Is My Love :X

سلام دوستای گلم ... اینم چیزایی که تو این مدت جالب دونستم براتون آپ کنم تا همه ببینن

خب راستش بعد از کلی زجر کشیدن البته نه من دوستام  توسنتیم بیلیت دربی قرمز و أبی پایتخت رو بگیریم اونم پایین !  خب از روزه بازی میگم ...

ما ساعت ۸ صبح قرار داشتیم که همه با کمی تاخیر اومدیم و ساعت ۸:۱۵ با اتوبوس های آزادی-مهرشهر به سمت ورزشگاه یکصد هزار نفری آزادی به راه افتادیم .

ساعت ۹:۱۵ زیره پل استادیوم ( ورودی غربی - برای کرجی ها ) پیاده شدیم و دیدیم به به انگار نه انگار روزه غیر تعطیله ... پر آدم و مامور حتی بالای پل  ... فکر کنم اگه آقای خامنه ای هم بخوان صحبت کنن انقدر نیرو نمی زارن ...

ما همینجوری جلو رفتیم و کلی ماشین با پرچمهای قرمز و آبی از بغلمون رد شد . ما ۸نفر بودیم - ۷تا پرسپولیسی ۱ استقلالی - بعد که رسیدیم به استادیوم رفتیم روبرو درب استادیوم تا هم پرچم بخریم هم ۲،۳ تا از دوستام صورتاشون رو رنگ کردن البته من رنگ نکردم ولی خب من آخر سر نفهمیدم به صورتای رنگی تو استادیوم گیر میدادن یا نه چون رفیقای من همشون راحت رد شدن اما باباک رو یه لحظه یارو دید پای بلندگو گفت : " آقای زورو بیا اینجا اون چه وضعیه ؟ " که باباکم خیلی راحت از بغلش گذشت و رفت قاطی جمعیت ... بعد تا جایی که میشد همه باهم بودیم تا مارو جدا کردن یعنی گفتم تاجیا برن راست ، تیفوسیای پرسپولیس برین چپ - وقتی رفتیم و خواستیم بیلیتامونو بدیم دیدیم بعله جناب خر(سجاد خان ) ! بیلیتارو تو اوتوبوس جا گذاشته اونم بیلیتای پایین با اون رنگ سبز قشنگشون کلی دری وری بارش کردیم  کلی هم ماموره شاکی شد میگفت شما که بیلیت ندارین چه جوری اومدین تو و این حرفا ... مجبور شدیم بیایم بیرون و تو بازار سیاه ۷تا بیلیت بالا به بهای هر کدوم ۱۵۰۰ تومن بگیریم - خب بگذریم ... حدود ساعت ۱۰:۳۰ ما زیره عکس امام (روبرو جایگاه) نشستیم و منتظر شروع بازی ... پرسپولیسیا پایین تغریبا پر بود اما تاجیا خالی زیاد داشتن ... زیاد سرتون رو درد نمیارم که خیلی زمان دیر میگذشت و پدرمون درومد اما خب نکته ی جالب فقط این بود که یه لحظه اون ور پرسپولیسیا هی یه پرچم بزرگ رو ۱۵-۲۰ نفری میچرخوندن بعد ما تشویق میکردیم یه دفعه چندتا استقلالی از دست مامورا فرار کردن و اومن کتک کاری ... یه کتک کاری فجیع روی داد اما بخیر گذشت و پلیس اومد و همشونو جمع کرد برد و به بقیه گفت پرچمو ببرین نزدیک پرسپولیسیا بچرخونین ... خب تا ساعت ۲:۳۰ اسکیپ میکنم  همه گرم شعار بودیم و کبوترهای قرمز رو رها میکردن و تشویق میرکردیم که پرسپولیسیا یه بادکنک خیلی بزرگ رو فرستادن هوا که رفت وسط زمین بعد همینجوری بادکنکه داشت غل میخورد تو زمینو به سمت دروازه میرفت که یه دفعه یه توپ جمع کن بدو بدو اومد و اونو ترکوند بعد رفت سمت استقلالیا و دست تکون داد بعد اومد سمت پرسپولیسیا و با دست یه چیزای خیلی بد نشون داد ... پرسپولیسیا هم کوتاهی نکردن و مادر و خواهرش رو مورده لطف و محبت خودشون قرار دادن البته ۲،۳ نفر اومدن بردنش وگرنه داشت همینجوری جو رو متشنج میکرد ... واقعا کاره زشتی انجام داد - بادست هرچی علامت بلد بود برای ما درآورد - بعد نوبت به داورا رسید که اومدن زمینو وارسی کردن بعد قطبی و حجازی اومدن که کلی قطبی رو تشویق کردیم و حجازیو مسخره ! بعد اول پرسپولیسیا برای گرم کردن اومدن که رودباریان و واعظی زودتر از همه اومدن بعد بقیه بچه ها اومدن - تو بازی عابدزاده فوق العاده تشویق شد ! بازی هم شروع شد و .... بقیه رو بصورت عکس میزارم  فقط اینم اضافه کنم بعد از بازی پنجعلیو دیدیم همه ریخته بودن سرش و باهاش عکس میگرفتن اونم خیلی صمیمی بود با مردم بعد علی کاظمی رو دیدیم ( بگوری برره ) خدایی خیلی چاقه ... خیابانی هم با سمندش از کنارمون رد شد ...

بقیه عکسها در ادامه ی مطلب .... که البته تو مدرسه ی ما نیرو انتظامی اومد و مثلا کاره تبلیغاتی انجام داد ... ۲۷ تا نیمچه پوستر پشته هم که نشون دهنده ی یک داستان عبرت آمیز از یه پسر زده بودن ...

تو این داستان مثلا اول پسره خیلی خوب بوده اما توسط دوستای ناباب بد میشه .. اوس قلیون میکشه بعد درس رو بیخیال میشه بعد با یه دختر دوست میشه بعد سیگار و معتاد میشه و از خونه میاد بیرون و ماشین میدزده آخشم یکیو میزنه میکشه بعد کارتن خواب میشه و میمیره ...(عکسایی که تو مدرسه گرفتم رو تو ادامه مطلب گذاشتم)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 4:44  توسط بردیا ژاوی ( bardia_xavi )  | 

سلام

خب قرار بود من یه پست دیگه بکنم و بعد برم که کلا همه چیز بهم ریخت ...

متاسفانه باید بزنم زیره قولم و برم چون دیگه کارم داره جدی میشه و میخوام بیشتر حواسم به درسم باشه الان هنوزم که هنوزه تعلق خاطر به نت دادم

خب بازم ببخشید هرکی که بهش بدی کردم ببخشید

امسالم مدرسمون کلی عوض شده و مدیر و ناظم و خیلی از معلم های توپمون بخاطر یه سری از مسائل استفاء دادن یه عده عوضیه آشغال ریختن ...

یه بار دیگم اسمه دوستای خوبمو میگم :

پسرا : علیرضا تیفوسی ( ۱۳۶۷ - انسانی- خیلی دوسش دارم و بهترین دوسته من در کنار حامد انتره و تو خیلی از کارا باهاش مشورت میکنم و راهنمایی میگیرم-داداشی ) - حامد آ. ( ۱۳۶۹ - ریاضی - قیافه ی حامد =  )هم کلاسی خودم تو سال ۳وم راهنمایی و اینکه هنوزم که هنوزه باهم دوستیم و کلی به مردم میخندیم ) - سام ( ۱۳۷۰ - ریاضی - اینم یکی از دوستای گلمه ) - بهروز ( ۱۳۷۰ - ریاضی - توضیح نداره - پسرمه  ) - باباک ر. (۱۳۶۹ - ریاضی )( منو باباک و حامد آ. ۳تایی کلی خاطره داریم و کلی به مردم میخندیم و مثلث برمودای مهرشهریم  ) - سجاد خوش کمر(۱۳۶۸) ( قیافه ی سجاد = ) رفیقه پرسپولیسیه خودمه - علی اس.(۱۳۷۰ - ریاضی) ( دزد و قاچاقچیه معروف بین المللی که اینتر پل دنبالشه و رفیقه خودمه از ۳وم راهنمایی با هم رفیقیم ) - پوریا و نوید و میلاد و کله پوک و تونیکس و سقوط اکسپرسیونیسم و دلپیرو و علی اس اس و سعید ...

دخترا : نن جون ، زهرا ، محدثه ، هدیه ، مینا .

خب مام رفتیم

حداقل برام دعا کنین کنکور قبول شم و مثله امسال که پسرا دخترارو ترکوندن منم یه کاری حداقل کرده باشم

راستی ترکیده شدن پیکان رو هم تبریک میگم و انتقاممون رو از این تیمه پولداره کثیف گرفتیم ( سایپا هم که کثیف تر از پیکان - سپاهان و استقلال هم کثیف تر از همه )

ایشالله منچسترم(حامد آ.=) اروپا و لیگ جزیره رو میگیره

هر وقت پرسولیس و منچستر بردن بدونین من خوشحالم - هر وقت آرسنال و استقلال و میلان بردن بدونین من ناراحتم

خداحافظ

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم شهریور 1386ساعت 16:13  توسط بردیا ژاوی ( bardia_xavi )  | 

این پست برای شازده هستش

سلام

ببین شازده جان من منظورم از بهم زدن اینه که دیگه از بطوره کامل خداحافظی کردم

مگه غیر از این بود؟

حداقل هیچکی ندونه علیرضا تیفوسی میدونی چقدر ضربه خوردم از این کاره احمقانم

حداقلش این بود که گند زده شد به درسم و اینکه با مامان و بابا کلی دعوا کردم چون هی میگفتن چته که اینجوری شدی منی که ۱روزم از درسام عقب نمی موندم هفته ی آخر مدرسه اصلا کیف و کتاب هم یادم میرفت ببرم

ولی هنوزم میگم کاره احمقانه ای کردم  و باعثش تو بودی چون قبل از تولدت که من بهت اس ام اس زدم ۳هفته و خورده ای یه حالی از من نپرسیدی در حالی که من ....

بگذریم به هر حال من نمیخوام اینجا جواب بدم و کلا دارم بای نت میکنم

نن جون ، اون جمله هم الکی اون بالا نوشتم - الان ایرانسل هم نتش پولی شده - شازده هم میدونه تله ما ۳ساله قطعه ( بخاطر شهرداری )

دیگه نمیدونم چی بگم

فقط اینو بگم - من تو این مدت با دختری آشنا شدم و بعدش به تفاهم نرسیدیم - حالا قدرتو میدونم حداقل اینکه تو هیچ وقت منو عذاب ندادی و من خیلی وقتا تورو ناراحت کردم

بخاطر همین میگفتم و هنوزم میگم تو لیاقتت بالاتر از این حرفاست نه من ...

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 11:51  توسط بردیا ژاوی ( bardia_xavi )  |